السيد الخميني

16

ديوان امام ( فارسى )

درياى وصال / مست صهباى تو مىباشم و اندر هوسم / 307 خراب چشم / به ياد روى تو بيرون ز آشيانه شدم / 307 تكرار مكرّرات / اى وازده ! ترّهات بس كن / 308 بشارت باد ! / گرفتم ساغرى از دست مستى / 309 عبادت / عيب خود گويم ، به عمرم من نكردم بندگى / 310 على ( ع ) / فارغ از هر دوجهانم ، به گل روى على / 311 دخترم / فاطى از فاطمه خواهد سخنى / 312 / با عشق رخت خليل را نارى نيست / 313 / روى تو كعبهء دل عشّاق زنده است / 313 / بسترم بر در ميخانه فكن ، اى ساقى ! / 313 / كاش از حلقهء زلفت گرهى وا مىشد / 313 / شاعر اگر سعدى شيرازى است / 314 / در غم دورى رويش همه در تاب‌وتبند / 314 / حاصل عمر صرف شد ، در طلب وصال تو / 314 / پيوسته‌تر از ابروى تو يافت نگردد / 314 / بلبل از دورى گل ، ناله و افغان بكند / 314 / از باد بهار بوى دلدار آمد / 314 قتيل دلبر / اسير عشقم و اين رُتبه پادشاه ندارد / 315 بت عشوه‌گر / رندانه گاه از سر كويت گذر كُنم / 316 جور / از جور رضا شاه كجا داد كنيم / 317 رهن باده / بهار آمد و سجّاده رهن باده كنيم / 317 شرح مختصر اصطلاحات 319 فهرست اعلام ( اشخاص ) 344 فهرست اعلام ( مكانها ، كتابها و . . . ) 346 شناسنامهء سروده‌ها 347